منظومهٴ نيبلونگن1
منظومهٴ نيبلونگن (يا رنجهاي نيبلونگن)2 منظومهٴ بلندي بهزبان آلماني ميانه است، و مهمترين حماسهٴ تيوتوني بهشمار ميرود. ممكن است اصل آن از فرانكها باشد، و شايد عناصر اوليهٴ آن به عصر آتيلا (شاه هونها از 434 تا هنگام مرگش در 453)، مربوط گردد. داستان يا مجموعهداستانهاي اصلي آن پس از تكوين اوليه در دو جهت اصلي سير كرد: يكي در مسير راين تا فرانكونيا، ديگري در جهت شمال و از راه ايرلند به ايسلند. بدينترتيب، دو روايت پديد آمد: روايت ايسلندي كه از طريق اشعاري در اداي قديم و ترجمهٴ منثوري به نام فولسونگاساگا3 عرضه شد: و روايت آلماني به نام منظومهٴ نيبلونگن.
ظاهراً روايت ايسلندي ابتدايي است. مشكل است بتوان تاريخ قطعات منظوم مربوط بدان را در اداها تعيين كرد، ولي خود فولسونگاساگا مربوط به سدهٴ سيزدهم، است. منظومهٴ نيبلونگن،
در صورت كنونياش، نتيجهٴ تهذيبها و تحريرهاي متعدد است. تحقيق در منشأ و رشد آن بسيار دشوار و شامل مسائلي است كه در اينجا نميتوان بدانها پاسخي داد. به عقيدهٴ تئودور آبلينگ، اين منظومه نخستين بار، در ثلث آخر سدهٴ دهم، تدوين شده؛ كنراد نامي در 1140، از آن برگردان تازهاي كرده، و شاعر ديگري در حدود 1190، بهتهذيب آن پرداخته است؛ پرداخت نهايي مدتي پس از آن تاريخ، مدتي نهچندان زياد، يعني در اواخر سدهٴ دوازدهم، يا اوايل سدهٴ سيزدهم، بهدست شاعر ناشناسي (هنريش ترون اوفتردينگني4؟ رودلف امزي5؟) صورت گرفته است.
ارزش تاريخي مستقيم منظومهٴ نيبلونگن بينهايت ناچيز است، و در واقع درخور چشمپوشي است، چون هيچكدام از شخصيتهاي آنرا نميتوان بدون ترديد با افراد تاريخي تطبيق داد. ولي ارزش تاريخي غيرمستقيمش فراوان است، و آيينهاي است از آلمان در اوايل قرون وسطا. يكي از ويژگيهاي برجستهٴ آن، كه مثلاً با ترانهٴ رولان تفاوت دارد، روح بدبيني است كه آن را فراگرفته است. اين داستان سرشار از درندهخويي، ستمگري و فريب، و درعين حال شجاعت، و نوعي وفاداري، و نوعي اصالت شعري است، و داستاني مهيب است. تأثير آن بر انديشهٴ آلماني، كه در سمفوني معروف واگنر بهاوج خود رسيده، بسيار وسيع بوده است.
دربارهٴ حماسهٴ السيد و داستان ايگور ¿ فصل بيست و پنجم مربوط به تاريخنويسي.